یکشنبه 03 اسفند 1393

کنکور و بحران دیگر پنداری در کنکور و تفاوت ترس و اضطراب

مقاله ای از محمد قاسمی

 

سلام داوطلبان کنکوری عزیز 

تعریف دگر پنداری : آن چیزی است که بدون اطلاع کامل از درون افراد ، با مشاهده ی رفتار های ظاهری همتایان ( مثلاً همکلاس کنکور ) ، نتیجه گیری قطعی در مورد جهت غلط کار های خود ، و کاهش اعتماد به نفس خود و قبول کردن درستی مسیر همتایان پنداشته می شود .

یک از دوستان تعبیر دگر پنداری را به لحاظ فلسفی صرفاً به ((حسادت تسلیم شده )) تلقی می کرد .

تعریفش سخته ، و چون از روی کتاب یا مرجع خاصی هم ننوشتم خیلی هم سخت تر شده ، جلوتر بیشتر  متوجه می شوید .


کنکور و بحران دیگر پنداری در کنکور و تفاوت ترس و اضطراب

مقاله ای از محمد قاسمی

 

سلام داوطلبان کنکوری عزیز 

تعریف دگر پنداری : آن چیزی است که بدون اطلاع کامل از درون افراد ، با مشاهده ی رفتار های ظاهری همتایان ( مثلاً همکلاس کنکور ) ، نتیجه گیری قطعی در مورد جهت غلط کار های خود ، و کاهش اعتماد به نفس خود و قبول کردن درستی مسیر همتایان پنداشته می شود .

یک از دوستان تعبیر دگر پنداری را به لحاظ فلسفی صرفاً به ((حسادت تسلیم شده )) تلقی می کرد .

تعریفش سخته ، و چون از روی کتاب یا مرجع خاصی هم ننوشتم خیلی هم سخت تر شده ، جلوتر بیشتر  متوجه می شوید .

 

نبود دید صحیح به توانایی های فردی

 

تعریف استرس و اضطراب : ترسی که منبع مشخصی در ضمیر ما ندارد .

چند روز پیش بود که برای بیش از صدمین دفعه ، از یک داوطلب کنکور جمله ی زیر را شنیدم :

این همکلاسیام تو کلاس کنکور رو که می بینم همش فکر می کنم ازشون عقب ترم و استرس می گیرم و روحیم خراب میشه

به ستوه اومدم و گفتم یک توضیحاتی در این رابطه بدم تا شاید یک تجدید نظری در سال کنکوری در این روابط داشته باشید . . .

اولاً یک دلیل موجه و خصوصی ( یعنی به کسی نگید ) برای ترس هایتان که صرفاً گردن کنکور می اندازید پیدا کنید .

چون مطمئناً شما کنکوری ها علل متفرقه ی زیادی دارید که لازم هم نیست به من بگید . . . ( حالا بماند )

اینطوری لااقل یک تعبیر خوش و یک نقشه برای حل یک مساله ( مثلاً کنکور ، مابقی حالا بماند ) که ازش ترس دارید جلوی چشمتان می آید . . .

 به تعبیر مدرن که استرس را نهایتاً ناشی از وابستگی می داند باید یک نکته ی فنی بگم که سعی کنید وابستگی به کتاب هایتان را کم کنید و آن ها را طوری در خاطر بسپارید که نیازی به وجود فیزیکی آن ها حین کنکور یا کنکور آزمایشی ( که من مخالفشم ) نباشد که همین است که استرس شمارو تشدید کرده است .

وابستگی به ورق های کتاب درسی همون وابستگی ای است که استرس سر جلسه رو بالا می بره که ناشی از تقویت نشدن حافظه است .

البته در کنکور های آزمایشی که خودتان از خودتان می گیرید و یا آزمون های خلاقانه ای که برای سنجش علمی خودتان برای خودتان طراحی کرده اید باید طوری رفتار کنید که به هیچ وجه برای یافتن پاسخ در حین آزمون ( حتی آن هایی که خودتان از خودتان می گیرید ) سراغ کتاب نروید و نهایت فشار را به مغز بیاورید تا مجبور شود از حافظه کار بکشد .بی انگیزگی

خب ایده ی داشتن استرس برای یک کنکوری طبیعی به حساب می آید ، اما ایده ی داشتن حسادت یا دگر پنداری برای یک داوطلب کنکور کاملاً غیر طبیعی و مسدود کننده است و در نهایت قبول نشدن در کنکور را به همراه دارد .

همیشه بدونید که اگر شما با مشکلی در مورد کنکور مواجه باشید قطعاً افراد همتای شما هم همان مشکلات را در مورد کنکور دارند ، یا به روی خودشان نمی آورند و یا واقعاً راه حلی پیدا کرده اند که ترجیح می دهند به شما یاد ندهند تا خودشان رتبه ی کنکور بهتری بیاورند . . .

وقتی شما اضطراب کنکور دارید ، آیا بغل دستی شما اضطراب ندارد ؟

در چند حالت ممکن است اینطور باشد که داوطلب کنکوری بغل دستی شما مشکلات شما را نداشته باشد  ، ببینیم :نگرش نو به زندگی بدون دگر پنداری

1 - شخص اینقدر مشکل کنکور را بزرگ پنداشته که خود را تسلیم و مغلوب کنکور تصور می کند یا به تعبیر ادبی ↘

← هر چه پیش آید خوش آید →

* اینجور افراد معمولاً قبل از اینکه بلایی سرشون بیاد خیلی رلکس و آروم هستند ، تا این که در نهایت امر یک شکست ناگهانی آن ها را از پای در می آورد و مجبور می شوند به خودشان بیایند که آن وقت خیلی دیر است و سخت . . .

 

اینجور تصور ها معمولاً حتی با بالاترین پشتیبانی ها منجر به از دست دادن موقعیت های خوب در کنکور و مراحل دیگر غیر از کنکور می شوند .

مصداقش رو در داوطلبان کنکوری می بینم که بهترین دبیران کنکور تهران با آنها کار می کنند و بهترین پشتیبانی علمی کنکور را دارند ، اما در نهایت شکست می خورند و در کنکور چیز دلخواهشان را نمی گیرند .

نتیجه : توجه شما به این افراد تسلیم شده کم شود و تصور کنید 75 درصد همینطور هستند که برای اینکه یاد عواقب بعد کنکور نیفتند در حال زندگی میکنند و مطالعه را رها می کنند .ترس مانع نیست

2 – عده ی دیگر تنها فکر می کنند که با خواندن خالی مطالب کنکور می توانند در کنکور قبول شوند و سر کلاس با غرور خاص و ژست های درس خون ها احتمالاً یه راهی پیدا می کنند و یک روند روزمره رو برای مطالعه ی کنکور طی می کنند که تصور می کنند به نتیجه میرسه که فقط خودشان را گول می زنند و هزینه هایی که خانواده برای کنکورشان سرمایه گذاری کرده را به فنا می دهند .

این افراد معمولاً به جهت اینکه از قبولی خود در کنکور مطمئن نیستند سعی دارند که کنکوری های مجاور خود را نیز کند و ضعیف کنند تا راهی برای جلو انداختن خود بدست اوردند .

این افراد در نهایت امر بازنده اند ، پس توجه کردن یک کنکوری به رفتار چنین افرادی خیلی خیلی جاهلانهاست .

در ادامه بیشتر بحث روانشناختی کنکوری ها در همین مقاله به بحث پیرامون دگر پنداری کنکوری ها بیشتر و مفصل می پردازیم ، که چرا باید این تصور در شمای داوطلب کنکور تداعی شده باشد و قبولی در کنکور شما را تحت تاثیر قرار دهد .

 

بالاترین انگیزه برای انجام هر کاری ترس است

 

درسته ترس زیاد از حد خوب نیست ، اما توجه کنید که لازمه ی انگیزه ی اصلی شما ترس است .دگر پنداری و خود نبینی

در همه ی مراحل ، حالا به غیر از کنکور هم این موضوع صادق است .

کارفرمایی که کارمند و کارگر ازش نترسن ورشکسته میشه و هم کارگر و کارمند بیکار می شوند .

پس عامل ترس ( در کنکور ) خیلی مفیده و نباید اونقدر ها هم بهش منفی نگاه کنیم .

 در واقع یک عامل طبیعی لازم تلقی میشه

درخت ها هم وقتی زیاد شوند جنگل با اکسیژن زیاد با حرارت عادی خورشید آتیش می گیره .

دیگه ترس که جای خود دارد ، درخت نباید زیاد بشه وگرنه آتیش سوزی به پا میشه ، ولی نباید کم هم بشه وگرنه سلامتی به خطر می افته . . .

در دو مقاله ی گذشته گفتم دو قانون رعایت بشه با مشکل مواجه نخواهید شد ( 1 – مریض نشو ، 2 – تعادل را بهم نزن )

ترس زیاد از کنکور خوب نیست ، ولی نترسیدن هم خوب نیست .خرد شدن شخصیت

باید در حدی ترس از کنکور داشته باشید که هدف و انگیزه ی خودتون رو تعریف کنید ، اما اگر تبدیل به بی خیالی بشه بعداً پشیمونی و افسردگی داره و اگر تبدیل به استرس بشه ، هم بعداً و هم الان پشیمونی و افسردگی داره . . .

معمولاً هم کسی که خودش رو گول میزنه خوب می دونه چی سرش میاد ، پس خودتون رو گول نزنید ، سختی هر چیز رو همان مقدار که هست ببینید و ترسناک بودن هر چیز رو همان مقدار که ترسناک هست تلقی کنید ، نه بیشتر .

کنکور ترسناک هست اما مبالغه نکنید و با بیخیالی هم بهش نگاه نکنید .

خدمتتون هم عرض کردم اگر سلامتی شما کامل نباشد به هیچ عنوان سر جلسه ی کنکور خوب عمل نخواهید کرد .

ببینید تصمیمی که در مقامات علمی بالا برای شما گرفته شده اینه که انسان سالم و بی خطر و به دور از خیالات را مثلاً پزشک کنیم تا به جامعه خدمت کند .

ظرفیت کم دانشگاه ها باعث میشه این گزینش ( کنکور ) رو تنگ تر کنند و هر چه انسان سالم تری باشید موفق تر هستید .

تعابیر ماراتن نفس گیر و ورق خوردن سرنوشت هم اغراق آمیز و ترسناکه و باید از این عناوین دوری کنید .عبور از دگر پنداری

 افزایش استرس به تعبیر امروزی یعنی افزایش وابستگی ها . . .

اما یک کنکوری به چه چیز وابسته می شود که برایش اضطراب تولید می کند . . .

وابسته بودن به وجود فیزیکی کتب کنکور و وجود فیزیکی معلم ها این موضوع را تشدید کرده است .

در بازار امروز این موضوع از معقوله های تاجران کنکوری شده که از این اضطراب و وابستگی های کنکوری ها کسب درآمد های زیادی کنند .

به دور از برخی از همکاران شریف برخی از دبیران کنکور را دیده ام که با ایجاد حس نیاز و وابستگی در وجود داوطلب کنکور سعی می کند او را به طور غیر مستقیم مجاب به گرفتن دبیر خصوصی و هزینه های سودمند برای خودش کند .

اگر اضطراب ها بر شما غالب شوند همیشه این حس نیاز و ناتوانی در زندگی موجب سو استفاده ی دیگران از وجود شما خواهد شد و ضربات سنگینی را خواهید دید که جبران آن ها تقریباً محال است .

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید